کو کو کو..خخ..خدایا می ترسی از صدای من؟

دلهره داری با این نام بخوانمت؟ اینگونه می خوانمت چون اینگونه یافتمت. شبیه به پیرمردی خوابیده در یستری لزج و سرد و تاریک...پیرمردی عاشق ااوراد کو ...کو....کو....

اینگونه یافتمت. در تاریکی نیایشت کردم.درتاریکی انطرف لهیده صورتت را بوسیدم.

مضحک بودی و دروغین..دتیای بی تو دنیای انسانی ست..